تبليغاتX
نامــه‌هایی به خــودم

 

 

بس است

میان هوا

معلق زدن

 

اینرا غباری می گفت و نا امید

می گذشت

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 11:19  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

وقتی همه ی درها و دیوارها

انگشت اشاره ای عمود بر لب دارند

چه میتوان گفت؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 12:7  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

نامه های جامانده با زخم کوچکی به روز است

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 10:37  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

 

کسی نمی آید

کسی نمی رود

 

قطره ای که باید بچکد

نمی چکد

 

چرا که او

جایی در بیراهه

ایستاده است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 7:41  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

بعد از آن نگاه تلخ، شعرهایم توی دفتر چه ام جا خوش کرده اند. هرچه می گویم یکی تان داوطلب شوید که توی وبلاگ بنویسم، هیچکدام از جایشان جُم نمی خورند !

اما  نامه های جامانده به روز است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 10:38  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

ورای این برگ های بر زمین ریخته چیست

که نگاه تو را

اینگونه تلخ

 می خواهد؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 17:22  توسط کتایون‌آموزگار  | 

۱

 

گاهی حرف نیست

صدا نیست

هیچ چیز دیگری هم نیست

که دلداری ام دهد...

 

 

 ۲

 

پنجه در پنجه ی روز

پنجه در پنجه ی آفتاب

آه

زورم نمی رسد!

 

 

 ۳

 

گوش کن

کسی توی دلم فریاد می کشد

...

می شنوی؟

 

 

۴ 

 

کلمه های سرگردان من!

همه با هم حرف نزنید،

یکی یکی

 

 

۵ 

 

خسته از اسباب کشی

دلم

لمیده توی خودش

 

 

 ۶

 

توی جیبم

 پر از صدا ها ی رنگارنگیست

مشتت را بیار...!

 

.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 12:30  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

تشنه ام ابر!

      اگر بباری...،

...

گوش ات با من است؟

   ...کجا می روی؟...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 9:52  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

کدام گره را

باید اول گشود

از این کلاف سر درگم؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 11:26  توسط کتایون‌آموزگار  | 

 

 

«همه » ی

آنچه که میخواستی

چه بود؟

.

« هیچ » ی

که می ماند

از پس ِ

همه چیز

 


ساسان شعر فوق العاده زیبایی نوشته. بخوانیدش

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 15:4  توسط کتایون‌آموزگار  |