نامه دوم
در خودم ادغام می شوم
چه می ماند؟
چند جمله. چند کلمه
دیشب شب خوبی نبود. امروز روز بهتری ست. خواب های بد دیدم. گریه کردم در خواب. نه! من دیوانه نشده ام هنوز. خورشید دوم مهر آهسته صدایم زد: بیدار شو. بیدار شو.
***
توی رنگ ها حالا
نارنجی است که جلو می آید
خم می شود و با احترام
کلاه از سر بر می دارد:
" پاییزه های نارنجی در راهند...."
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۸۵ ساعت 16:52 توسط کتایونآموزگار
|
از آینده